ثبت نام

 

  حتمآ قبل از خرید " راهنمای خرید " را مطالعه بفرمایید /  واریز وجه به حساب  از پرداخت وجه به مامور پست  20% ارزانتر و دریافت هم سریعتر است / حداقل مبلغ خرید 8000 تومان (قیمت محصول )
  
:: موسیقی
    تصویری ایرانی
    تصویری خارجی
    صوتی ایرانی و خارجی
:: انواع مستند
:: فیلم و سریال و کارتون
:: دانلود رایگان و فروش فایل
:: نرم افزار و بازی
:: دانستنیها و متفرقه
:: آموزشی ها
:: اجناس و لوازم
:: همکاران

آخرین اخبار فروشگاه
دعای پر فیض صحیفه - برای رفع بلا ، شفا ، افزایش مال  ::
جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۳۱:۳۳
-------------------------------
متن و فایل صوتی دعای توسل + دانلود ::
چهار شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۹ ۰۴:۵۲:
-------------------------------
عید غدیر خم مبارک ::
سه شنبه ۲ آذر ۱۳۸۹ ۰۳:۴۲:۳۸ ق
-------------------------------
چگونه هزینه پست را کمتر کنیم؟؟ ::
شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۴۵:۲۱
-------------------------------

 

 


تصویری ایرانی صفحه اصلی / موسیقی / تصویری ایرانی
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

کنسرت همایون شجریان در کردستان
 

کنسرت همایون شجریان در کردستان



اضافه به سبد خرید

قیمت: تومان۴,۳۰۰

قیمت واریز وجه به حساب یا کارت به کارت  :  4300  تومان
قیمت پرداخت وجه به مامور پست :  5200 تومان

کنسرت زیبای همایون شجریان در کردستان
در یک دی وی دی تصویری  با کیفیت بسیار خوب ، قابل پخش با رایانه و سایر دستگاه های پخش خانگی
این اجرای زیبا به مناسبث عید سعید فطر در سلیمانیه برگزار شده
همراه با مصاحبه ویژه به مناسبت عید فطر

 کنسرت همایون شجریان در کردستان - سلیمانیه

این اجرای زیبا در دو بخش مجزا می باشد که آنها را همراه با متن شعر خوانده شده د ذیل مشاهده می کنید:

اجرا (بخش اول)

:: شعر آواز/ غزل سعدی

من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم/ بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم
تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم هم‌چنان باقی/ و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم
نگفتی بی‌وفا یارا که دلداری کنی ما را/ الا گر دست می‌گیری بیا کز سر گذشت آبم
زمستان است و بی‌برگی بیا ای باد نوروزم/ بیابان است و تاریکی بیا ای قرص مهتابم
ببند ای یار بر رویم دری از هر که در عالم/ که دل با دوست مشغول است و زحمت بر نمی‌تابد
:: شعر تصنیف «اسرار عشق»/ غزل حافظ

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی/ تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم/ با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را/ تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید/ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

کنسرت همایون شجریان در کردستان - سلیمانیه

اجرا (بخش دوم):

:: شعر آواز/ غزل سعدی

شب فراق که داند که تا سحر چند است/ مگر کسی که به زندان عشق دربند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم/ کدام سرو به بالای دوست مانند است
قسم به جان تو گفتن طریق عزت نیست/ به خاک‌پای تو وان هم عظیم سوگند است
که با شکستن پیمان و برگرفتن دل/ هنوز دیده به دیدارت آرزومند است
فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست/ بیا و بر دل من بین که کوه الوند است
ز دست‌رفته نه تنها منم در این سودا/ چه دست‌ها که ز دست تو بر خداوند است
:: شعر تصنیف «ای آمان»/ از عارف قزوینی

ای آمان از فراقت آمان / مُردم از اشتیاقت آمان
از که گیرم سراغت آمان / آمان، آمان، آمان، آی امان

چشم لیلی چو بر مجنون شد / دل ز دیدار او پُرخون شد
خون شد از راه دل بیرون شد / آمان، آمان، آمان، آی امان

عارف و عامی از می مستند / عهد و پیمان به ساغر بستند
پای خُم توبه را بشکستند / آمان، آمان، آمان، آی امان

از آنجا که این مصاحبه مطالب جالب و متنوعی از سابقه هنر و فعالیت های همایون شجریان و مسائل خصوصی همايون شجريان می باشد مهمترین قسمتهای آنرا هم به صورت متن مکتوب در ذیل قرار می دهیم:

کنسرت همایون شجریان در کردستان - سلیمانیه

معرفی همایون شجریان:

همایون شجریان فرزند استاد بزرگ محمدرضا شجریان، به سال ۱۹۷۵ در تهران در خانواده‌ای هنرمند، هنرپرور و عجین با موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی به موسیقی و ریتم علاقه‌مند بود. زمانی‌که پدرش این استعداد و علاقه را در او دید، همایون را نزد هنرمند مرحوم ناصر فرهنگ‌فر فرستاد. نزد این استاد، تنبک را فراگرفت و با ریتم‌ها آشنا شد. بعداً هم چند سال نزد استاد جمشید محبی شاگردی کرد. از ده‌سالگی، یادگیری آواز و صداسازی را در محضر پدرش آغاز کرد. هم‌زمان نزد استاد اردشیر کامکار رفت و کمانچه را آموخت. در سال ۱۹۹۱ در کنسرت‌های گروه «آوا» در آمریکا و اروپا به خوانندگی استاد شجریان، این گروه را همراهی کرد و از سال ۱۹۹۹ با خواندن آواز در کنسرت‌ها، پدرش را همراهی نمود. از آن زمان به بعد در کنسرت‌های زیادی حضور داشته و با موسیقی‌دانان بزرگ ایران همکاری کرده است؛ از جمله در آلبوم‌های «بی تو به‌سر نمی‌شود» و «فریاد» که هر دو آلبوم نامزد دریافت جایزه‌ی گِرَمی شدند. اولین آلبوم همایون شجریان «نسیم وصل» نام دارد که آهنگ‌ساز آن محمدجواد ضرابیان است. بعد از آن، آلبوم‌های دیگری هم منتشر کرده به نام‌های «ناشکیبا»، «شوق دوست»، «نقش خیال»، «خورشید آرزو» و چند آلبوم دیگر...

کنسرت همایون شجریان در کردستان - سلیمانیه

آغاز گفت‌وگو:

مجری: اولین سؤال من این است که نظرت درباره‌ی کردستان و به‌ویژه شهر «سلیمانیه» ـ که دومین بار است که به این شهر می‌آیی ـ چه هست؟

همایون: من هم عرض سلام و احترام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز، امیدوارم خداوند طاعات و عبادات‌شان را قبول کند. عید را هم تبریک عرض می‌کنم. این دومین باری‌ست که به سلیمانیه آمدم و هر دفعه به‌مدت یک هفته اینجا مهمان بودم. می‌توانم بگویم مردم سلیمانیه، مردمی مهربان و خوش‌برخورد و مهمان‌نواز و عجین با موسیقی هستند. واقعاً چیز عجیبی‌ست هر جایی که می‌روی می‌بینی موسیقی با زندگی‌شان آمیخته شده و جریان دارد. هم خیلی خوشحالم و هم خیلی متعجبم که این‌قدر به موسیقی ما علاقه دارند و هنرمندان ایران را به خوبی می‌شناسند. از این بابت خیلی تشکر می‌کنم، به‌خاطر این همه لطف و مهربانی که هم در این سفر و هم در سفر قبلی به ما نشان دادند.

همایون عزیز چه طور شد که تصمیم گرفتی خواننده شوی؟ واقعاً یک شرط و اجبار بود که تو به دلیل اینکه فرزند استاد شجریان هستی باید خواننده شوی؟

نه این شرط نبود، فقط از یک علاقه شروع شد. در ابتدا که با ساز تنبک شروع کردم. در ادامه هم در جلسات درس‌های آواز پدر که در خانه‌ی خودمان برگزار می‌شد، شرکت کردم. از زمان همان کلاس‌ها تصمیم گرفتم خواننده شوم و به‌صورت حرفه‌ای آواز خواندن را دنبال کردم. تا امروز هم فکر می‌کنم همین علاقه بوده که باعث شده کارم را ادامه بدهم.

به‌عنوان یک خواننده یا یک هنرمند توانستی تا امروز یک سبک متفاوت از سبک پدرت و تمامی سبک‌هایی که در موسیقی ایرانی وجود دارد ابداع کنی و دنبال کنی؟

سعی نکردم چنین کاری بکنم که حتماً سبک و شیوه‌ی جدیدی انتخاب کنم و به وجود بیاورم. اما تلاش کردم که کارهای متنوعی اجرا کنم، برای اینکه ببینم به کجا می‌رسم. تقریباً می‌شود گفت در این ده، دوازده سالی که به‌صورت مستقل دارم کار می‌کنم و در آلبوم‌هایی که به مردم تقدیم کردم، تنوع بوده و شیوه و فرم متفاوتی داشته‌اند. از موسیقی سنتی ایرانی گرفته تا موسیقی عبدالقادر مراغی که مربوط به پانصد سال پیش است و کارهای آقای حمید متبسم که اجرا کردم. سعی کردم کارهای مختلفی انجام بدهم تا بفهمم که سرانجام به کجا می‌رسم. آیا موفق می‌شوم سبک تازه‌ای را ارائه بدهم یا نه...

کنسرت همایون شجریان در کردستان - سلیمانیه

موسیقی کردی گوش می‌کنی؟ به صدای چه کسی علاقه داری؟

اول باید عرض کنم که موسیقی کردستان و موسیقی کردها همگی زیباست. ملودی‌های بسیار زیبا و غنی، و ریتم‌های متنوع و منحصر به فرد. موسیقی‌ای‌ست که قابلیت‌های بسیاری را در خودش دارد که می‌تواند احوالات مختلف انسانی را بیان کند. می‌توانم بگویم من از کودکی به‌واسطه‌ی آشنایی با گروه «کامکارها» ـ که همیشه با هم در ارتباط بودیم ـ دائماً با موسیقی کردی ارتباط داشته‌ام. موقعی هم که پدر با زنده‌یاد مشکاتیان و گروه «عارف» همکاری داشت و کامکارها هم این گروه را همراهی می‌کردند، در ارتباط بودیم و تا الآن هم پیوندم با کامکارها قطع نشده و ادامه دارد. این باعث شده که من همیشه با این موسیقی در ارتباط باشم و گوش بدهم و کارهای خیلی زیبایی بشنوم. بیشتر کارهای کامکارها را شنیدم و خیلی علاقه دارم به کارهای استاد سیدعلی‌اصغر کردستانی که از اساتید موسیقی کردی هستند و همچنین بسیاری از اساتید موسیقی کردی که الآن اسامی‌شان را به‌خاطر نمی‌آورم. خواننده‌ها و آهنگ‌سازهای بزرگی هستند. می‌توانم بگویم در موسیقی خودِ ما هم از ملودی‌های موسیقی کردی خیلی مواقع استفاده می‌شود و ملودی‌های تازه‌ای هستند که برای مردم هم تازگی دارند و خیلی خوش می‌آید به گوش‌شان.

 اولین آلبومی که منتشر کردی «نسیم وصل» بود؛ از آلبوم‌های خیلی خوب تو و خیلی زیبا بود. می‌توانی نظر خودت را درباره‌ی این آلبوم بگویی؟ راضی بودی زمانی که این آلبوم را منتشر کردی؟ و اینکه نظر استاد چه بود درباره‌ی این آلبوم؟

بله، خیلی راضی بودم. در واقع برای شروع کارم با پدرم و آقای ضرابیان مشورت کردم. خواستم آلبومی منتشر کنم که شنونده‌ی زیادی به طرف خودش جذب کند و با مخاطبین بیشتری ارتباط برقرار کند. این بود که این فرم را انتخاب کردیم و به نظرم از بهترین و زیباترین کارهای آقای ضرابیان بود، و من هم افتخار خواندن آواز در این کار را پیدا کردم. تصنیفی در آن کار هست به‌نام «هوای گریه» که تا امروز هر کسی من را می‌بیند، آن را بهترین قطعه‌ی من می‌داند. خودم هم به‌شخصه این تصنیف را خیلی دوست دارم.

 یکی از تصنیف‌ها که مربوط به آلبوم «خورشید آرزو»ست، تصنیف «اسرار عشق» است. قبل از خواندن این تصنیف، آهنگ‌ساز این اثر را معرفی می‌کنی؟

این تصنیف ساخته‌ی آقای سعید فرجپوری‌ست که شعرش را از حضرت حافظ انتخاب کرده‌اند. قبلش هم من آوازی خواهم خواند که شعرش از حضرت سعدی‌ست و امیدوارم که به دل بینندگان و شنوندگان بنشیند.

برویم سر یک موضوع دیگر که آن هم به تو مربوط می‌شود. جدا از اینکه تو خواننده‌ی بزرگی هستی و صدای خیلی زیبایی داری، نوازنده‌ی تنبک هستی و این ساز را خیلی خوب می‌نوازی. از چندسالگی تنبک را یاد گرفتی و به‌غیر از این ساز توانایی نواختن چه سازهای دیگری را داری؟

یادگیری تنبک را از پنج‌سالگی نزد استاد ناصر فرهنگ‌فر و استاد محبی شروع کردم. بعد از آن هم یادگیری آواز را شروع کردم ولی هم‌زمان تنبک هم ادامه داشت. بعد از آن رفتم نزد استاد اردشیر کامکار و کمانچه را شروع کردم. بعداً هم به هنرستان موسیقی رفتم و نزد زنده‌یاد کامران داروغه ساز کمانچه را ادامه دادم و هم‌زمان پیش استاد اردشیر کامکار هم می‌رفتم. بعد دیگر در کنسرت‌ها، پدر را با ساز تنبک همراهی می‌کردم و آواز هم می‌خواندم. بعداً همه‌ی این‌ها را گذاشتم کنار و به قول معروف چسبیدم به آواز. [خنده]

به‌عنوان نوازنده‌ی تنبک، استاد ناصر فرهنگ‌فر را چه‌طور می‌بینی و معرفی می‌کنی؟ کسی که تنبک را نزدش یاد گرفتی...

خب ایشان که واقعاً یک استاد تکرارنشدنی هستند. برای اینکه بینندگان گفته‌ی من را بهتر متوجه بشوند، باید بگویم که تنبک مثل سازهای غیرضربی و ملودیک نیست که دست نوازنده در نواختنش باز باشد و بتواند با نوانس‌ها و نت‌هایی که دستش هست موسیقی ارائه کند. تنبک در شکل ظاهری‌اش ریتم است؛ اما استاد فرهنگ‌فر به شیوه‌ای تنبک را ارائه و معرفی کردند که می‌شود با آن ملودی موردنظر را بزنی. دیگر اینکه صدا و سونوریته‌ی ساز یک مسئله‌ی بسیار مهم در موسیقی است. در موسیقی ایرانی شما هر سازی را بنوازی یک قسمت مهمش مربوط به نحوه‌ی ساختن ساز است و بقیه‌اش اینکه چه‌جوری و به چه شیوه‌ای ساز را بنوازی. تنبک یکی از سازهایی‌ست که خیلی مشکل است صدای خوب و زیبا از آن دربیاوری. اگر آلبوم «آستان جانان» را با دقت گوش کرده باشید، می‌شنوید که صدای تنبک معجزه‌ست و تنوع ریتمیک در آن عجیب است. روحیه‌ی هنری که آقای فرهنگ‌فر داشتند فقط مختص به ساز تنبک و موسیقی نبود. شعر می‌گفتند، خطاطی می‌کردند و به قول خودشان نواختن تنبک بهانه بود برای شعر گفتن: «تنبک بهانه بود که سازم ترانه‌ای» یا یک چنین چیزی. عذر می‌خواهم اگر احتمالاً شعرش را اشتباه خوانده باشم. به‌طور خیلی کلی می‌توانم بگویم ایشان تکرارنشدنی هستند.

 فکر کنم مدت خیلی زیادی‌ست که پدرت را ندیده‌ای. مطمئناً دلت برای ایشان تنگ شده. دوست دارم بدانم از اینجا چه چه آوازی به پدرت تقدیم می‌کنی؟

 دو تا شعر به نظرم می‌رسد که می‌توانم بخوانم. یکی تصنیفی‌ست که چهار سال پیش خودشان در سلیمانیه خواندند: «سخن عشق تو بی‌آنکه برآید به زبانم/ رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم + گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم/ باز گویم که عیان است چه حاجت به بیانم» یا می‌توانم این آواز را بخوانم که خودشان ساخته‌اند: «بی‌همگان به‌سر شود بی تو به‌سر نمی‌شود/ داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود».

عکسی داری با استاد بزرگ جلیل شهناز که تنبک می‌زنی. با استادهای بزرگ دیگر هم ساز زدی؛ برای نمونه استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده. زمانی که با این اساتید بزرگ ساز زدی و کنسرت برگزار کردی چه احساسی داشتی که با این اساتید بزرگ همکاری کردی؟

فرمودید استاد شهناز، اولاً می‌خواهم از همین‌جا دست‌شان را ببوسم و برای‌شان آرزوی سلامتی کنم. فکر کنم عکسی که شما دارید مربوط به سنین کودکی من باشد؛ بعد از آن دیگر این افتخار را نداشتم که برسم خدمت‌شان. از استاد علیزاده و استاد لطفی نام بردید که افتخار این را داشتم که با آنها کار کنم. جدا از اینکه استاد من هستند و حق استادی به گردنم دارند و خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم ـ حالا مستقیم یا غیرمستقیم ـ ولی در هنگام همکاری، قبلش سعی کردم با آنها همدل باشم تا راحت در کنارشان کار کنم و آنچه را که در توانم هست ارائه بدهم. احساسم این‌جوری بود. اما همیشه احساس احترام دارم نسبت به‌شان و کارهاشان را گوش می‌کنم و برای من بسیار بسیار باارزش هستند و قدرشان را می‌دانم.

 در بین هنرمندان و خوانندگان بزرگ کرد چه کسانی را می‌شناسی و بیشتر صدای چه کسی را گوش می‌کنی؟

من بیشتر آوازهای سیدعلی‌اصغر کردستانی را گوش می‌کنم. دیگران را هم می‌شناسم ولی از همه بیشتر به استاد علی‌اصغر کردستانی علاقه دارم. زمانی که روی آوازهای قدیمی کار می‌کردم، آوازهای استاد طاهرزاده را گوش می‌کردم که ایشان هم از خوانندگان قدیمی ایران هستند و همین‌طور آوازهای سیدعلی‌اصغر کردستانی را گوش می‌دادم.

نمی‌خواهی ملودی کارهاشان را به آهنگ تبدیل کنی و بخوانی؟

هیچ وقت نشده و این فرصت را پیدا نکردم. چون هروقت با آهنگ‌سازان ایرانی کار کرده‌ام، یا آهنگی از خودشان آورده‌اند یا از آثار قدیمی موسیقی ایرانی استفاده کرده‌اند. هیچ وقت این فرصت پیش نیامده که روی موسیقی کردی کار کنند یا شعر فارسی را روی ملودی کردی بگذارند و تنظیم کنند. فقط یک دفعه، استاد مشکاتیان یک کاری کرده بودند که فکر می‌کنم زنده‌یاد ایرج بسطامی خوانده بودند اگر اشتباه نکنم؛ که خیلی دوست داشتم می‌شد از آن نوع کارها ارائه بدهم.

فرزند داری؟

بله، یک دختر پنج‌ساله دارم به نام «یاسمین»... بیشتر از هر صفتی که بخواهم درباره‌ی خودم بگویم، پدری نگرانم برای بچه‌ام! نمی‌دانم... این احساس تازه‌ای بود که تجربه کردم؛ اینکه یک انسان تا این اندازه نگران کسی باشد.


 
 

صفحه اصلی |محتویات سبد |راهنمای خرید | درباره ما | اقلام موجود | ثبت نام

پکیج سه بعدی  آموزش کسب درآمد CN3  عضو شود و از مزایای گوناگون عضویت و تخفیف ویژه استفاده کنید

 
© Copyright Toop20 2010, All Rights Reserved